تبليغاتX
آفرین به آفتاب
باز باران شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 22:0
معرفی کتاب رونویسی از بهار در سایت   روی کلمه آتی بان کلیک کنید   

پشت بام خانه را

آب باران ور گرفت

بین آب و ناودان

جنگ لفظی در گرفت

 

پیش باران رفته است

آبروی ناودان

گیر کرده جوجه ای

در گلوی ناودان

 

آبرویش را تمیز

باز باران شست وبرد

جوجه ای را در حیاط

گربه با چنگال خورد

 

یا کریم نوجوان

زیر سقف آسمان

لانه می سازد هنوز

در دهان ناودان

نوشته شده توسط غلامرضا بکتاش | موضوع: | لینک ثابت |
ساختن با واژه ها شنبه بیستم بهمن 1386 21:27
باز راه افتاده است

کار من با یک مداد

من خودم بودم کسی

مطلبی یادم نداد

 

جامداد کوچکم

جعبه ابزار من است

ساختن با واژه ها

روز و شب کار من است

 

از تنور واژه ها

نان داغی می خرم

قد مرد نانوا

پول در می آورم

 

در میان جعبه ام

پیچ و انبردست نیست

کنجکاوی کن بگو :

کار من در خانه چیست ؟  

 

نوشته شده توسط غلامرضا بکتاش | موضوع: | لینک ثابت |
با دو کار نوجوان در خدمتم جمعه دوازدهم بهمن 1386 21:22
چراغ خانه شاعر

 

صدای چرخ خیاطی مادر

مرا یکپارچه امشب تکان داد

به من با یک نگاه شاعرانه

ستاره دوزی شب را نشان داد

 

نخ گلدوزیش کوتاه اما

خیالاتش بلند و شاعرانه

میان دفتر الگوی مادر

پر از شعر و لباس بچگانه

 

شب است و باز مادر دوست دارد

نخ اندیشه اش شعری بدوزد

خدایا کاش تا هستم ببینم

چراغ خانه شاعر بسوزد

 

 

گرم قید کرسی است

 

کرم فعل لازم است

فعل کرم را کلاغ

روی شاخه صرف کرد

مثل یک غذای سرد

 

کال فعل ناقص است

سیب کال را درخت

توی رنگ ظرف کرد

زرد زرد زرد زرد

 

گرم قید کرسی است

قید گرم را پدر

گرم نقل و حرف کرد

در دل هوای سرد

 

ابر اسم مفرد است

اسم ابر را خدا

برف و برف و برف کرد

توی کوچه جمع کرد

نوشته شده توسط غلامرضا بکتاش | موضوع: | لینک ثابت |
لينک باكس پنگوين