مثل من
در میان باغچه گذشت
با عقب نشینی حیاط
کاج توی کوچه رفت و هیچ وقت برنگشت
سالهاست
شعرهای من
به یاد او درست می شوند
نامه های من به اسم کوچه اسم کاج
پست می شوند
او ولی توی کوچه خشک ایستاده است
خانه مرا به یک پرنده هم
نشان نداده است
با صدای ویز ویز
ازدل کندو سحر پرواز کرد
جستجو را توی باغ
بر سر گلدسته ها آغاز کرد
با دوبالش غنچه را
قلقلک داد و مرتب ناز کرد
با دوتا قطره عسل
غنچه افطار خودش را باز کرد
........................................... باز آمد بوی ماه مدرسه ( قیصر امین پور )
کلاغ مدرسه
باز دنبال کلاغ مدرسه
پر زدم رفتم سراغ مدرسه
ریشه هایم را معلم آب داد
تا شکفتم توی باغ مدرسه
بازهم تکلیف شب معلوم شد
زیر نور چلچراغ مدرسه
مثل دود از دودکش رفتند آه
روزهای خوب و داغ مدرسه
باز هم روی زبان بچه هاست
قصه روباه و زاغ مدرسه
بر تن سرد بخاری مانده است
در ته انبار داغ مدرسه
با هم نمی رود
حرف میخ بند رخت
میخ بازکج شده
با تمام تیزی اش
بازهم فلج شده
توی ذهن من هنوز
رخنه کرده این سوال
در تمام طول روز :
حرف میخ مفت بود
یا که پوست درخت
واقعا کلفت بود ؟



